محمد بن عبد الله بن عمر

70

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

پس به آسمان هفتم رفتم ، در بيت المعمور ، ديدم كرسي از نور نهاده وپيرى با عظمت بر آن نشسته ، ماننده بود به من . گفتند : إبراهيم است . جبرئيل گفت : هر روز ، هفتاد هزار فريشته به زيارة بيت المعمور آيد ، وتا قيامت هرگز باز نوبت بر ايشان نرسد . بعد از آن مرا به بهشت بردند وكنيزكى ديدم ، سخت به جمال . گفتند : از آن زيد بن حارثه ، غلام تو « 1 » است . ودر روايت عبد اللّه بن مسعود است كه سيد ، عليه السلام ، به هر در آسمان كه رسيد ، پرسيدند : كيست ؟ جبرئيل گفت : محمد است . گفتندى : أو را به رسالت به خلق فرستاده‌اند ؟ گفت : بلى . آن‌گه در بازگشادندى ويكديگر را بشارت دادندى ، تا از آسمان هفتم برگذشتم وقرب حضرت حق دريافتم ، وآنچه ديدنى بود ، بديدم ، وآنچه شنيدنى بود ، بشنيدم . بعد از آن ، حق تعالى پنجاه نماز بر من واجب كرد واز آنجا بازآمدم . چون به آسمان ششم رسيدم ، موسى ديدم . گفت : اى محمد ، چند نماز فرض كردند ؟ گفتم : پنجاه نماز . موسى گفت امّتى ضعيفند ، بازگرد وجهد كن كه كم كنى . بازگرديدم وده نماز باز كم كردم . ديگر موسى گفت : برو وباز كم كن . ومىرفتم وباز كم مىكردم ، وچون بازمىگشتم ، مرا بازپس مىفرستاد ، نمازها بازمىگفتم * وهر نوبت « 2 » بعضي باز كم مىكردم تا باز پنج نماز آوردم . موسى گفت : هم بسيار است . گفتم : قد راجعت ربّى وسألته ، حتّى استحييت منه ، فما أنا بفاعل « 3 » . وسيد ، عليه السلام ، چون حكايت فرض نمازها بازمىگفت ، فرمود : فمن أدّاهنّ منكم ايمانا بهنّ واحتسابا لهنّ ، كان له أجر خمسين صلاة مكتوبة « 4 » . واز جملهء معجزات است . قريش چون استهزاء از حد ، بگذرانيدند « 5 » حق تعالى اين آيت در شأن ايشان فرستاد : فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ . إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ « 6 » . وسيد ، عليه السلام ، دعاى بد بر ايشان مىكرد . روزى سيد ، عليه السلام ، طواف مىكرد ، جبرئيل درآمد وگفت : مرا فرموده‌اند : آن دشمنان كه تو را پيوسته مىرنجاند « 7 » ، هلاك كنم . سيد ،

--> ( 1 ) . در أصل : غلام‌زادهء تو ، وبر طبق سيره ، اصلاح شد . ( 2 ) . در أصل : بازمىگفت ، وقياسا اصلاح شد . ( 3 ) . از بس كه رفتم وآمدم واز حق تعالى درخواستم ، مرا از حق تعالى شرم مىآيد كه ديگر بازپس روم ونخواهم رفتن ( ترجمه از سيره ، ص 409 ، نقل شد ) . ( 4 ) . هر كس از راست من كه اين پنج نماز بگزارد وأو را ايمان بدان باشد واعتقاد مزد وثواب بدان درست دارد ، حق تعالى أو را ثواب پنجاه نماز بدهد ( ترجمه از سيره ، ص 410 ، نقل شد ) . ( 5 ) . در أصل : بگذرانيدن ( 6 ) . حجر 15 : 94 ، 95 . ( 7 ) . كذا